مکالمه عربی

95 (نود و پنج)

حروف ربط 2

95 (خمسة و تسعون)

حروفالعطف 2

منذ متى لم تعد هي تشتغل؟: او (زن) از چه موقع دیگه کار نمی کند؟

منذ زواجها؟: از زمان ازدواجش؟

نعم، هي لم تعد تشتغل منذ أن قد تزوجت: بله، او از وقتی که ازدواج کرده است، دیگر کار نمی کند.

منذ أن قد تزوجت لم تعد هي تشتغل: او (مؤنث) از زمانی که ازدواج کرده است دیگر کار نمی کند.

منذ أن تعارفا أصبحا سعيدين: از زمانی که آنها با هم آشنا شدند خوشبخت هستند.

منذ أن أصبح لهما أطفال صارا نادراً ما يخرجا: از وقتی بچه دار شده اند به ندرت بیرون می آیند .

متى تتصل هي بالتلفون؟: او (مونث) چه موقع تلفن می کند؟

هل أثناء السير؟: در حین رانندگی؟

نعم، أثناء ما هي تقود السيارة: بله، هنگامی که رانندگی می کند.

هي تتكلم بالتلفون أثناء ما هي تقود السيارة: او (زن) هنگام رانندگی تلفن می زند.

هي تشاهد التلفزيون أثناء ما هي تكوي: او همزمان با اتو کردن تلویزیون تماشا می کند.

هي تسمع الموسيقى أثناء ما هي تعمل واجباتها: او (مؤنث) ضمن انجام تکالیف مدرسه موسیقی گوش میدهد.

لا أرى شيئًا، عندما أكون بلا نظارة: من موقعی که عینک نمی زنم هیچ چیز نمی بینم.

لا أفهم شيئًا، عندما تكون الموسيقى هكذا عالية: من موقعی که موسیقی بلند است هیچ چیز نمی فهمم.

لا أشم شيئًا، عندما يكون عندي زكام: من موقعی که سرما خورده ام هیچ بویی را احساس نمی کنم.

سنأخذ سيارة أجرة، إن هي أمطرت: موقعی که باران می بارد ما تاکسی سوار می شویم.

سنسافر حول العالم إن نحن ربحنا في اليانصيب: اگر در بخت آزمایی ببریم، به دور دنیا سفر می کنیم.

سنبدأ بالأكل، إن لم يأت بعد قليل: اگر او به زودی نیاید ما غذا را شروع می کنیم.

                                         

96 (نود و شش)

حروف ربط 3

96 (ستة و تسعون)

حروفالعطف 3

أنه ضمن النوم بمجرد أن يدق المنبه: من به محض اینکه ساعت زنگ بزند، بیدار می شوم.

أصير متعبًا بمجرد أن يكون عليّ أن أدرس: من به محض اینکه شروع به درس خواندن می کنم خسته می شوم.

سأتوقف عن العمل بمجرد أن أصير في الستين: به سن 60 سالگی که برسم دیگر کار نمی کنم.

متى أنت ستتصل؟: چه موقع تلفن می کنید؟

بمجرد أن يصبح عندي لحظة من وقت: به محض اینکه چند لحظه فرصت پیدا کنم.

سيتصل هو بمجرد أن يصبح عنده وقت: او (مرد) به محض اینکه فرصت پیدا کند تلفن می کند.

إلى متى سوف تشتغل؟: چه مدت شما کار خواهید کرد؟

سوف أعمل طالما قدرت على ذلك: تا زمانی که بتوانم، کار خواهم کرد.

سوف أعمل طالما أنني بصحة جيدة: من تا زمانی که سالم باشم کار خواهم کرد.

إنه يتمدد في السرير، بدلا مًن أن يعمل: او (مرد) به جای این که کار کند در رختخواب لم داده است.

إنها تقرأ الجريدة، بدلا مًن أن تطبخ: او (مؤنث) به جای اینکه غذا بپزد روزنامه می خواند.

إنه يجلس في الحانة، بدلاً من أن يذهب إلى البيت: او (مذکر) به جای اینکه به خانه برود در میکده می نشیند.

حسب ما أعلم فإنه يسكن هنا: تا آنجا که من اطلاع دارم او (مرد) اینجا زندگی می کند.

حسب ما أعلم فإن زوجته مريضة: تا آنجا که من اطلاع دارم همسرش مریض است.

حسب ما أعلم فإنه عاطل عن العمل: تا آنجا که من اطلاع دارم او (مرد) بیکار است.

لقد راحت عليّ نومة، و إلا لّكنت حسب الموعد: من خواب ماندم، و گرنه به موقع می رسیدم.

لقد فاتني الباص، و إلا لّكنت حسب الموعد. من به اتوبوس نرسیدم  و گرنه به موقع می رسیدم.

لم أجد الطريق، و إلا لّكنت حسب الموعد: من راه را پیدا نکردم  و گرنه به موقع می رسیدم.