مکالمه در مورد شغل و کار(8)

الحوار فی العمل(8)
مکالمه در مورد شغل و کار
محمود: السلام علیک، أعمل طبیباً، ماذا تعمل أنت؟
سلام. من دکترم، شما چه کاره اید؟
مسعود: و علیک السلام، أعمل مهندساً. أین تعمل؟
سلام. من مهندسم، شما کجا کار می کنید؟
محمود: أعمل فی المستشفی الرازی. و أنت أین تعمل؟
من در بیمارستان رازی کار می کنم. شما کجا کار می کنید؟
مسعود: أعمل فی شرکة بمدینة طهران.
من در یک شرکت در تهران کار می کنم.
محمود: کم ساعة تعمل فی الیوم؟
در روز چند ساعت کار می کنی؟
مسعود: أعمل سبع ساعات. و کم ساعة أنت؟
در روز هفت ساعت کار می کنم. شما چند ساعت کار می کنید؟
محمود: أعمل ستة ساعات. ماذا یعمل إبنک؟
من در روز شش ساعت کار می کنم. پسرت کجا کار می کند؟
مسعود: هو یدرس فی کلیة الصیدلة، سیعمل صیدلیة إن شاء الله. و ماذا تعمل بنتک؟
او در دانشکده دارو سازی درس می خواند، بزودی در داروخانه کار می کند به امید خدا. دختر شما کجا کار می کند؟
محمود: هی تدرس فی کلیة الطب، ستعمل طبیبة إن شاء الله.
او در دانشکده پزشکی درس می خواند. بزودی دکتر می شود به امید خدا.
مسعود: أین یعمل أخوک الأصغر؟
پسر کوچکت کجا کار می کند؟
محمود: هو یدرس فی کلیه التمریض، سیکون ممرضاً إن شاء الله. أین تعمل أختک الکبری؟
او در دانشگاه پرستاری درس می خواند،بزودی پرستار می شود به امید خدا. خواهر بزرگت کجا کار می کند؟
مسعود: هی تدرس فی کلیة التربیة. ستکون مدرساٌ إن شاء الله. و أین أخوک؟
او در دانشکده تربیت معلم درس می خواند. او بزودی معلم خواهد شد به امید خدا. برادرت کجا کار می کند.
محمود: هو یدرس الطیران، فی کلیة الطیران، سیکون طیّاراً إن شاء الله.
او خلبانی می خواند. در دانشکده خلبانی. بزودی خلبان می شود به امید خدا.
مسعود: شکراً. فی أمان الله.
ممنون. خدا نگهدار.
محمود: مع السلامة
به سلامت.
..................... حوار دوم در ادامه













