مکالمه عربی

97 (نود و هفت)

حروف ربط 4

97 (سبعة و تسعون)

أدواتالوصل 4

لقد نام، مع أن التلفزيون كان مفتوحاً: با وجود اینکه تلویزیون روشن بود، او (مرد) خوابش برد.

لقد ظل باقياً مع أن الوقت كان متأخراً: با وجود اینکه دیر وقت بود، او (مرد) ماند.

إنه لم يأت، مع أننا كنا متواعدين: با وجود اینکه قرار داشتیم، او (مرد) نیامد.

لقد كان التلفزيون مفتوحًا، و مع ذلك نام: تلویزیون روشن بود.  با وجود این او (مرد) خوابشبرد.

لقد كان الوقت متأخرًا، و مع ذلك ظل باقياً: دیر وقت بود.  با وجود این او (مرد) ماند.

لقد تواعدنا، و مع ذلك لم يأتِ: ما با هم قرار ملاقات داشتیم. با وجود این او (مرد) نیامد.

مع أنه ليسلديه رخصة قيادة، إلا أّنه يقود السيارة: با وجود اینکه گواهینامه ی رانندگی ندارد، او (مرد) رانندگی می کند.

مع أنّ الشارع زلق، إلا أنه يقود بسرعة: با وجود اینکه خیابان لغزنده بود، او (مرد) با سرعت رانندگی می کند.

مع أنه سكران، إلا أّنه يركب دراجة: با وجود اینکه مست است، او (مرد) با دوچرخه می رود.

ليسلديه رخصة قيادة، و مع ذلك يقود سيارة: او (مرد) گواهینامه ندارد. با وجود این او (مرد) رانندگی می کند.

الشارع زلق، و مع ذلك يقود بسرعة كبيرة: خیابان لغزنده هستند.  باوجود این او (مرد) تند می راند.

إنه سكران، و مع ذلك يركب الدراجة.  او (مرد) مست است. با وجود این او (مرد) با دوچرخه می رود.

إنها لم تجد وظيفة، مع أنها قد درست: با اینکه تحصیل کرده است، او (زن) کار پیدا نمی کند.

إنها لا تذهب إلى الطبيب ، مع أنّ عندها آلام: با اینکه او (زن) درد دارد، به دکتر نمی رود.

إنها تشتري سيارة، مع أن ليس عندها نقود: با اینکه او (زن) پول ندارد، ماشین می خرد.

إنها قد درست، و مع ذلك لا تجد وظيفة: او تحصیل کرده است. با وجود این او (زن) کار پیدا نمی کند.

عندها الام، و مع ذلك لا تذهب إلى الطبيب: او (زن) درد دارد. با وجود این او (زن) به دکتر مراجعه نمی کند.

ليس عندها نقود، و مع ذلك تشتري سيارة: او (زن) پول ندارد. با وجود این او (زن) یک خودرو می خرد.

 

98 (نود و هشت)

حروف ربط مضاعف

98 (ثمايةٍ و تسعون)

حروفالعطف المزدوجة

صحيح أن الرحلة كانت جميلة، إلا أّنها كانت متعبة جداً: اگرچه مسافرت خوب بود، اما خیلی خسته کننده بود.

صحيح أنّ القطار كان حسب الموعد، إلا أّنه كان مليئاً جداً:  اگرچه قطار سر وقت آمد، اما خیلی پر بود.

صحيح أن الفندق كان مريحًا، إلا أنه كان غالياً جداً: اگرچه هتل خوب و راحت بود، اما خیلی گران بود.

سيسافر إما بالباص أو بالقطار: او (مرد) یا با اتوبوس می رود یا با قطار.

سيأتي إما اليوم أو غداً باكراً: او (مرد) یا امشب می آید یا فردا صبح زود.

سيسكن إما معنا او في الفندق: او (مرد) یا پیش ما می ماند یا در هتل.

إنها تتكلم الإسبانية كما أيضاً الآنكليزية: او هم اسپانیایی و هم انگلیسی صحبت می کند.

لقد عاشت في مدريد كما أيضاَ في لندن: او هم در مادرید و هم در لندن زندگی کرده است.

إنها تعرف اسبانيا كما أيضاَ انجلترا: او هم اسپانیا را می شناسد و هم انگلیس را.

إنه ليسفقط غبياً، بل أيضاً كسولاً: او نه تنها احمق است، بلکه تنبل هم است.

إنها ليست فقط جميلة، بل أيضاَ ذكية: او (مؤنث) نه تنها زیباست بلکه باهوش هم است.

إنها لا تتكلم فقط الألمانية، بل أيضاً الفرنسية: او (مؤنث) نه تنها آلمانی، بلکه فرانسوی هم صحبت می کند.

لا أستطيع أن أعزف على البيانو و لا على القيثارة: من نه می توانم پیانو بنوازم و نه گیتار.

لا أستطيع أن أرقص الفالس و لا السامبا: من نه می توانم والس برقصم و نه زامبا.

لا أحب الأوبرا و لا الباليه: من نه از آواز اپرا خوشم می آید و نه از رقص باله.

كلما اشتغلت بسرعة أكبر، كلما انتهيت منه بأبكر: هر چه سریع تر کار کنی، زودتر کارت تمام می شود.

كلما أتيت أكثر باكراً، كلما قدرت أن تذهب أكثر باكراً: هرچه زودتر بیایی، زودتر هم می توانی بروی.

كلما تقدم المرء في العمر، كلما أصبح أكثر رضى: هر چه سن بالا می رود، احساس راحت طلبی بیشتر می شود.